عماد الدين حسن بن علي الطبري

513

مناقب الطاهرين ( فارسي )

پيش انداخت و دانست كه اگر انكار كند كافر باشد در انجيل ، گفت : آرى ؛ در انجيل هست . امّا به نزديك نصارا محمّد نه اين صاحب شماست . « 1 » امام عليه السّلام گفت : به خداى موسى كه هرگز هيچ محمّد نامى به رسالت به خلق آمد الّا اين محمّد كه جدّ ماست ؟ گفت : نه . امام گفت : چون تو به خود اقرار دادى به نبوّت وى ، در سفر دوم ذكر وى و وصىّ وى و حسن و حسين موجود است . چون ايشان اين بشنيدند ، جاثليق و رأس الجالوت بدانستند كه وى عالم است به تورات و انجيل و زبور و گفتند : ما را صحّت قول وى معلوم نشد ؛ لكن موسى و عيسى بشارت دادند به قدوم وى . و اگر ما اقرار دهيم ، شما ما را به قهر در اسلام آريد . امام عليه السّلام گفت : شما در امان خداى و رسول خداى آمديد كه بر شما اكراهى نيست . چون ايشان امان از امام عليه السّلام به حاصل كردند گفتند : آرى ؛ ذكر محمّد و على و دو سبط وى حسن و حسين و فاطمه در تورات و انجيل مسطور است . امام عليه السّلام گفت : پس بگوييد كه آنچه در تورات و انجيل و زبور است حقّ است و صحيح يا زور و دروغ ؟ ايشان گفتند : جمله حق و صدق بود . پس روى به رأس الجالوت كرد و گفت : در سفر اوّل در زبور داوود نه ذكر ايشان است ؟ و ابتدا كرد و مىخواند تا بدانجا رسيد كه ذكر محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين بود عليهم السّلام . رأس الجالوت اقرار كرد . پس گفت : به حقّ آن ده آيت كه حق تعالى به موسى فرستاد كه صفت

--> ( 1 ) - از اينجا تا آخر فقره نارسايى دارد . ترجمهء نصّ موجود در مصدر چنين است : « پس رضا عليه السلام فرمود : حال كه انجيل را انكار نمىكنى و كافر نمىشوى و به آنچه از وصف محمّد در آن آمده اقرار دارى ، سفر دوم را بيار تا من در آن ذكر او و ذكر وصىّ او و ذكر دختر او و ذكر حسن و حسين را برايت پيدا كنم . »